تبليغاتX
امواج زندگی

امواج زندگی

ما زنده از آنیم که آرام نداریم , موجیم که آسودگی ما عدم ماست

چند روز پیش وقتی تلویزیون را روشن کردم هتلی در لاس وگاس رو نشان می داد که دور تا دور هتل یک دریاچه ی کوچک بود . فواره هایی نصب شده بود با پروژکتورها و موزیک متن فواره ها پایین و بالا می رفتند و یک حالت یکرنگی و هارمونی قشنگی پیدا کرده بود . سیمین در یک لحظه جذب حرکات فواره ها شد . نشست کنار تلویزیون و با دقت به آنها نگاه می کرد . بعد از چند دقیقه شروع به سوال کردن از آنها کرد . مامان ! خدا خیلی خوشحاله که آدمها این چیزها رو درست کرده اند ؟ الان که خدا اینها رو می بینه چه کار می کند؟ با این کار آدمها تونستن خدا رو راضی کنن ؟ چرا آدمها این کارها رو می کنن؟ و سوالاتی از این قبیل ... که سوالاتش گاهی از یک بحث شروع می شه و به مرور به بحث های دیگری کشیده می شه . خوب وقتی با یک پرسش حساسی روبرو می شیم ممکنه که بخواهیم پاسخی صادقانه بدیم ولی ممکنه کودکمان آماده ی شنیدن جزئیات نباشه ولی به جای شانه خالی کردن یا یک جواب سر بالا دادن آن مقدار از حقیقت رو که برای کودک قابل فهم است رو بازگو کنیم . وقتی سیمین کوچکتر بود زمانی سوالی از من می پرسید ممکن بود که بحث رو عوض کنم و به قول معروف به بیراهه برم  چون شاید به خاطر این بود که نمی خواستم در اون مورد چیزی بدونه ولی حال متوجه شدم که اگه از والدین سوال کنه بهتره که به غریبه ها گرایش پیدا کنه و از اونا بپرسه . با توجه به سنش کلی سوالاتش رو جواب می دم ( چه خصوصی چه غیر خصوصی ) . نمی گم که این سوالات برات زوده و بعدا خودت متوجه می شی .

هر بار که به چشم کودکانمان مستقیم نگاه می کنیم با صمیمیت صحبت می کنیم و پاسخی صادقانه می دهیم با آنها پیوند برقرار می کنیم . پیوندی که می تواند یک عمر ادامه پیدا کند . البته این نکته را در نظر داشته باشیم که با هر سنی متناسب با همان سن راهنمایی کنیم .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 17:58 توسط نوشین |


با سلام . بعد از یک سفر طولانی و خستگی راه .این مطلب رو داشته باشید تا بعد

از خدا خواستم عادت های زشتم را ترکم دهد . خدا فرمود:خودت باید آن ها را رها کنی .

از او خواستم به من صبر عطا کند . فرمود:صبر حاصل رنج و سختی است . عطا کردنی نیست .آموختنی است .

گفتم مرا خوش بخت کن . فرمود:نعمت از من خوش بخت شدن از تو.

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند. فرمود:رنج تو را از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک ترت می کند.

از او خواستم روحم را رشد دهد . فرمود: نه ! تو خودت باید رشد کنی . من فقط شاخ و برگ های اضافی را هرس می کنم تا بارور شوی.

از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم . فرمود : برای این کار من به تو زندگی داده ام .

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست بدارم . خدا فرمود: آها ! بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد .

 

+ نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 17:18 توسط نوشین |


تا به حال دقت کرده اید که وقتی صحبت از مسافرت پیش می آید با خوش حالی شروع به بستن چمدان کرده و خود را آماده می کنیم برای تفریح چند روزه یا چند هفته . برای من هم همیشه به همین منوال بوده و لحظه شماری کرده تا روز سفر برسد و کوله بارمان را برداشته و به سفر رفته . این بار که سفر کردن من کمی متفاوت با گذشته بود . درسته که بلیطم رو شش ماه پیش خریده بودم و از پیش تعیین شده بود درست یک هفته به پروازم مانده بود که پیغام رسید پدرم اورژانسی به خاطر انسداد روده باید جراحی شود . با تلاش های فراوان توانستم پروازم را ۵ روز به جلو بیندازم . همه چیز به خیر و خوبی تمام شد و عمل جراحی پدرم هم موفقیت آمیز بود ولی یک حس سنگینی داشتم . به محض رسیدن به ایران به بیمارستان رفتم . بعد از مرخصی پدرم مراسم چهلم مادر همسرم بود ( جایش خیلی خالی بود ) . بعد مجادله با یکی از خویشان نزدیک و کارهای متفرقه ی منزلمان .... خلاصه کلی کار .

تنها چیزی که میشه گفت من رو از پا ننداخته داشتن امید به زندگی بوده . تمام مسایل زندگی همچون امواج دریا همیشه در حال تلاطم است . زندگی پر از پستی و بلندی است ولی تجربه های ناشی از آن بسیار سود مند است . اگر قرار است به مقصد برسیم باید از میان تمام مسایل زندگی با انرژی عبور کنیم .

برای آنکه خوب زندگی کنی باید خودت را بالای زندگی نگاه داری . پس بیاموز که همیشه بالا بروی و بیاموز که همیشه از بالا پایین را نگاه کنی . ( نیچه )

این هم یه قسمت از زندگیست . خدایا شکرت

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 22:14 توسط نوشین |


میلاد مسعود اولین مهر سپهر سروری امیر مومنان علی (ع) بر تمامی دوستداران و پیروانش مبارک . زاد روز خجسته اش بهترین بهانه ای برای یاد آوری و قدردانی از زحمات و فداکاریهای پدران دنیاست .

پدر عزیزم روزت مبارک

پدر اسمت همیشه روی لبهاست       پدر اسمت همیشه توی دلهاست

پدر دفتر شعرت روی تاقچه

تنها آرامش من توی شبهاست

پدر یادم نمیره مهربونیت

پدر یادم نمیره همزبونیت

بابا حسینم روزت مبارک (سیمین)

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 23:9 توسط نوشین |


امواج زندگی را با آغوش باز پذیرا باش حتی اگر گاهی تو را به قعر دریا ببرد ! آن ماهی که همیشه بر سطح آب می بینیم ... مرده است !!! .


HOME
E-Mail
:BAHAR20:


LinkDump

طـــراح قـــالــب
افزایش مهارت های خواندن و درک مطلب در زبان انگیسی
استخاره با قران
تغذیه برای همه
انسان امروز
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386


Links

A hard worker girl سیمین عزیزم - انگلیس
----
او همه راست , تو او را هستی ؟ نعیمه جون
در جستجوی معنای زندگی...
ملودی زندگی زیباست
بانو ایرانی _ مهناز جون
خانه ی کودک - پریسا جون
دونیال - نوشین جون
آشپزخانه _ نوشین جون
سمساری _ نوشین جون - آمریکا
ننسام - زندگی از نگاه یک baby!
هستی شیرینی زندگی مامان و بابا - نوشین جون
بهترینم _ سارا جون - کویت
صدای شب
گل مریم - نسیم جون
سفر یعنی زندگی - سوئد
پشت ديوار انتظار
رویای شیرین - ملودی و سودابه جون - انگلیس
یادداشت های شخصی که عاشق جهانگردیه _ سپیده جون
رهگذار عمر - دانمارک
رویای سبز - گلبرگ جون - ترکیه
دفترچه خاطراتم - نازگل جون
یک جای دنج برا نوشته هایم
یادداشت های خصوصی من !
انتظار _ صبا جون
پرنیان پوپلی و مامان کیمیا جون - آلمان
غم ها - محبت × (اميد + عشق) = زندگي _ ترانه جون
ملوسکم - مریم جون
انتظار شیرین _ معصومه کوچولو ( محدثه جون )
سیاره کوچک ما - ستاره جون - پرتغال
ایران سرزمین من
بزن به سيم آخر _ رها جون
یادداشت های من _ ندا جون - آلمان
خاطرات صبا صبوحي
ستاره جون
سفر نوشته _ مونا جون
آفتاب ایرانی
سریال های کره ای _ نوشین جون
قالب های فوق جدید وبلاگ



Amar_Site

تعداد بازديدها: