+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 12:41 توسط نوشین |
مدتیه تو این فکر بودم که چرا در طول روز وقت کم میارم . یعنی از صبح که بلند می شم تا شب همه ی کارهام رو پشت سر هم بدون وقفه انجام می دم . امروز وقتی از راه کالج تا ماشین پیاده می رفتم ( حدودا ۱۵ دقیقه ) همش تو همین فکر بودم . با اینکه کارهای روزانه ام رو از اول صبح زمان بندی می کنم حتی برنامه ی غذایی هر روز رو از قبل در نظر می گیرم ولی باز هم کارهام بدو بدو می شه . فقط بعد از شام می تونم ساعتی بنشینم . فکر می کردم که چه طور زمانهای قبل می تونستن بیشتر دور هم باشن و یا به دید و بازدید برن . تلفن نبود . اینترنت نبود . مجبور بودن وقت بذارن و برن و می رفتن و کلی خوش بودن . به یاد مادر مرحومه ام افتادم که با وصف داشتن چند فرزند هم بیرون فعالیت داشتند و هم به کارهای منزل می رسیدند و همیشه غذای گرم داشتیم تازه وقت اضافه هم داشتند. با اینکه اون زمان نه علم به اندازه ی حال توسعه پیدا کرده بود و نه امکانات حالا رو داشتند . مثلا سبزی را خودشون می گرفتند و پاک می کردند و آماده ی پخت می کردند ولی حال راحت و آماده از بیرون می خریم و هیچ زحمتی برا پاک کردنش نمی کشیم . غذای آماده ای پیدا نمی شد ولی حال انواع و اقسام غذاهای آماده در فروشگاه ها فراوونه ولی با این اوصاف اون زمان بیشتر وقت داشتند و کلی کارهای متفرقه انجام می دادند . حالا علتش چیه نمی دونم ....
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 18:24 توسط نوشین |