پیشاپیش عید سعید قربان رو به تمامی دوستانم مخصوصا حجاج هموطنم تبریک می گم . التماس دعا . شب یلداتون هم مبارک دي ماه، در ايران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستين روز ماه دي - که موضوع اين جستار است - و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست وسوم، سه روزي که نام ماه و نام روز يکي بود. امروز، از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا، را جشن مي گيرند. يعني آخرين شب پائيز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال. واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند. بنابر باور پيشينيان، در پايان اين شب دراز، که اهريمني و نامبارکش مي دانستند ( و مي دانند )، تاريکي شکست مي خورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده مي شود و روزها رو به بلندي مي نهد، و : « ... نام اين روز ميلاد اکبر است، مقصود از آن انقلاب شتوي است. گويند در اين روز نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي شود، و آدميان نشو و نما آغاز مي کنند و "پري" ها به ذبول و فنا روي مي آورند. » زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين ها و فرهنگ هاي بسياري از سرزمين هاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي که خورشيد از چنگ شب هاي اهريمني نجات مي يافت و روزي مقدس براي مهر پرستان بود. در سدهً چهارم ميلادي بر اثر اشتباهي که در محاسبهً کبيسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جاي روز 21 دسامبر) روز تولد ميترا دانسته و تولد عيسي مسيح را نيز در اين آغاز سال قرار دادند. اشارهً سنايي نيز به اين تقارن است : به صاحب دولتي پيوند، اگر نامي همي جويي که از پيوند با عيسي چنان معروف شد يلدا بنا بر اين نويل اروپايي (سالروز تولد مسيح) همان شب يلدا است، و نويل واقعي، يعني انقلاب شتوي در سي آذر برابر با بيست و يکم دسامبر است. از مقاله ها و پژوهشهاي فراواني که دربارهً يلدا شده، در لغت نامه دهخدا، چکيده اي از برهان قاطع، انندراج، حواشي علامه قزويني بر آثار الباقيه شرح پور داود بر يشت ها، فرهنگ فارسي دکتر معين و يادداشت هاي مرحوم دهخدا آورده، که نقل آن بي مناسبت نخواهد بود : يلدا لغت سرياني است به معني ميلاد عربي، و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق مي کرده اند، از اين رو، بدين نام ناميده اند. بايد توجه داشت که جشن ميلاد مسيح که در 25 دسامبر تثبيت شده، طبق تحقيق، در اصل جشن ظهور ميترا بوده که مسيحيان در قرن چهارم ميلادي آن را روز تولد مسيح قرار دادند. يلدا اول زمستان و شب آخر پاييز است که درازترين شب هاي سال است. و در آن شب، يا نزديک بدان، آفتاب به برج جدي تحويل مي کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک مي انگاشتند. در بيشتر نقاط ايران در اين شب مراسمي انجام مي شود. شاعران زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي بدان تشبيه کنند. و از شعرهاي برخي از شاعران مانند سنائي، معزي، خاقاني و سيف اسفرنگي، رابطه بين مسيح و يلدا ادراک مي شود. يلدا برابر با شب اول جدي و شب هفتم دي ماه جلالي و شب بيست و يکم دسامبر فرانسوي است. از خوراکی ها و بخور بخورهاش هم که نگو ...

![]()

+ نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 15:37 توسط نوشین |
موسیقی تا چه حد در نحوه ی رانندگی موثر خواهد بود ؟
یک روز وقتی تنها بودم و مشغول کارهام یک ماشین در حالی که صدای موزیک ماشینش رو بلند کرده بود جلوی درب منزلمون ایستاده بود. موزیکش هم از نوع گوشخراش بود . یک دفعه یاد وقتی افتادم که با سیمین آژانس گرفته بودم برای یک مسیر طولانی . وقتی سوار ماشین شدیم راننده یک موزیک تند خارجی گذاشته بود به قول معروف(رپ) . وقتی وارد اتوبان شد با یک سرعت وحشتناک و تندی شروع به لایی کشیدن کرد و خلاصه طوری که سیمین ترسید و من بهش تذکر دادم ولی انگار نه انگار . تقریبا ۵ دقیقه ای که موزیک در حال خوندن بود همونطور به سرعتش ادامه داد . موزیک تموم شد و موزیک بعدی بر عکس قبلی خیلی آروم و ملایم بود . یکدفعه رانندگی ایشون ۱۸۰ درجه فرق کرد . سرعتش رو خیلی آروم کرد و انگار اون راننده ی قبلی نبود . یک نفس عمیقی کشیدم.تو دلم گفتم خدا کنه تا آخر مقصدمون همین موزیک ادامه پیدا کنه .
به نظر من موزیک اینکه آروم باشه یا تند در نحوه ی رانندگی خیلی موثره . برا همینه که اکثر راننده های جاده ها و مخصوصا کامینون دارها موسیقی های آروم گوش می دن . اون هم از نوع داش مشتی .

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 12:16 توسط نوشین |
Friends are like stars.
Friends are like stars. You can't always see them, But you know they are always there for you...
Star = ستاره
FRIENDSHIP is like a tree
FRIENDSHIP is like a tree... It is not MEASURED on how TALL it could be, but is on how DEEP the ROOTS HAVE GROWN...
Measure = اندازه داشتن
Deep = عمیق
Root = ریشه
Grow =روییدن – رشد کردن
We've known each other by CHANCE
We've known each other by CHANCE, became friends by CHOICE, still friends by DECISION. And when we say FRIEND FOREVER, that's definitely a lifetime PROMISE!
Chance = بخت – شانس - اتفاقی
Choice = انتخاب
Decision = تصمیم
Forever = برای همیشه
Promise = قول – عهد و پیمان
A Friend is : 1% Funny ,
A Friend is : 1% Funny , 2% Sweet , 3% Caring , 4% Loving , and ................... 90% Smart & Good looking . That's why you are my FRIEND .... !!!! Have a nice day and Keep smiling!!!
Funny = با مزه
Sweet = خوش
Care = پرستار کردن – غم خوردن
Smart = با هوش
Good looking = قشنگ – خوش قیافه
Smile = لبخند زدن
Feelings are many but words are few
Feelings are many but words are few... clouds are dark, but sky is blue... love is a paper, life is glue everything is false... but friendship is true...!!
Word = کلمه – واژه - سخن
Cloud = ابر
Dark = تاریک - تیره
Sky = آسمان
Glue = چسب - سریش
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 13:34 توسط نوشین |
مادر مهربانم مدت شش سال است که در کنارم نیستی و به دیار ابدیت سفر کردی . در این مدت روزی نشده که به یادت نباشم و زحمات بی شمارت را از یاد نبرم . اواخری که می خواستم اینجا بیام روزهای پنجشنبه وقتی سیمین را به مدرسه می بردم با دسته گلی زیبا به منزلت می آمدم و ساعت ها در کنارت می نشستم و با خواندن قرآن آرامش می گرفتم و باهات کلی درد و دل می کردم و یاد نصیحت های با ارزشت می افتادم . وقتی روز مادر بود و می خواستم پیشت بیام به گلفروشی محلمون رفتم و دسته گلی زیبا سفارش دادم و فروشنده گفت خانم روبان قرمز خوبه ؟ گفتم نه ! لطفا سیاه .با مکث گفت : امروز روز مادره چرا روبان سیاه ؟ به مزارت اومدم و گلها ی قرمز رو پر پر کردم و دور تا دور مزارت ریختم . ساعتها کنارت بودم . گریه امان نمی داد . با گریه هام سنگ قبرت رو شستم . وقتی چشمامو باز کردم وقت رفتنم بود . چه زود گذشت . باها م تا کنار ماشین اومدی و بغلم کردی و مثل همیشه گفتی آهسته رانندگی کن .هنوزهم نگرانم هستی . چند هفته ای است که احساس می کنم بیش از پیش دلم هواتو کرده . وقتی تقویم رو نگاه کردم دیدم مثل سال های قبل آخر آبان است و چند روز دیگه ششمین سالی است که پیشم نیستی . همیشه این موقع با خواهرها می اومدیم پیشت و کلی با هم صفا داشتیم . یاد خاطره هامون می افتادیم . یاد اون روزهایی که مریض می شدیم تا صبح بیدار می موندی و قدم می زدی . صبح نخوابیده و خسته به مدرسه می رفتی و با بچه های دبستانی شیطون سر و کله می زدی و قتی بر می گشتی خونه شاد و خوش حال بودی که مبادا ما خستگی رو تو چهره ات حس کنیم . یاد روزهایی که یک لحظه ما رو تنها نگذاشتی و جون و عمرت رو برامون گذاشتی . یادمه لحظه های آخر عمرت وقتی پیشنهاد رفتن به مشهد رو بهت دادم قبول نمی کردی همیشه می گفتی نه مامان جان ! بابات شهلا و افسون تنها هستن . سه روز زیاده که تنهاشون بذارم نمیام .شما برین التماس دعا !. وقتی با اصرار بابا و ما اومدی چه قدر بهت زیارت چسبید و همیشه می گفتی این بهترین زیارتم بود . امسال وقتی دخترات به دیدنت میان جای من رو خالی می بینی .من نمی تونم به منزلت بیام و با دسته گلی منزلت رو زیبا تر کنم ولی از همین راه دور به یادت هستم . احساست می کنم . می دونم تنهام نمی گذاری . برات قرآن می خونم . ( برا آرامشم ) . از دور مزارت را می بوسم . خلوتی می خواهم از غم تا بگریم از غم مادر دو صد دریا بگریم تا بهشتم زیر پای مادر است هستی من از دعای مادر است دوست دارم با صدای مادرانه بشنوم آن قصه های کودکانه ای شفا بخش تمام دردها ا ی خدا تنها تو مگذاری مرا... روحت شاد

+ نوشته شده در جمعه 2 آذر1386ساعت 9:44 توسط نوشین |