مدتیه که حال و حوصله برا نوشتن ندارم . کلی سرم شلوغه و ... . ولی ....
امروز ۱۶ تیر ماه تولد گلدونه منه . دختر عزیزم ۱۱ ساله شد و کلی خانم تر و بزرگ تر . یکشنبه چند تا از دوست هاش رو دعوت کردیم خونمون و حسابی خوش حال بودن .
مدتی همسرم در تلاش بود برا انتخاب مدرسه سیمین که متاسفانه این جا پارتی بازی نقشی نداره و حرف همونیه که آموزش و پرورش می زنه . این مدرسه فقط دخترانه هست و از جاهای دیگه هم دانش آموز می گیره و با کلی تلاش نتونستیم سیمین رو این مدرسه اسم نویسی کنیم ولی همسر من هم دست از تلاش برنداشت و پی گیری کرد و امروز همزمان با سال روز تولد سیمین ٬ همسر زنگ زد که بالاخره سیمین پذیرش رو گرفت و از سپتامبر اون مدرسه می ره . وقتی به خودش گفتم خیلی خوش حال شد چون یکی از دوستای خوبش هم همون مدرسه می ره . خدایا شکرت
خدارو شکر منزل جدیدمون که می خوایم اسباب کشی کنیم فقط ۵ دقیقه با مدرسه فاصله داره و دیگه نیازی به ماشین بردن نیست و قدم زنان می تونیم بریم و از هوای بارونی لذت ببریم .
تا بعد
+ نوشته شده در سه شنبه 16 تیر1388ساعت 17:13 توسط نوشین |
صفايي ندارد، ارسطو شدن، خوشا پركشيدن، پرستو شدن ... «اي خداي بزرگ، ترا شكر ميكنم كه مرا بنده حق كردي، وسوسه مصلحت را از دلم پاك نمودي و در گرداب ناملايمات و مشكلات به راه راست هدايتم كردي و در اين امتحان سخت، مرا سربلند و روسفيد كردي و از سنگلاخ سردرگم محاسبات مصلحتطلبي، نجاتم دادي و دلم را به نور عشق و ايمان روشن كردي و حيات و مماتم را با حق عجين نمودي؛ زيرا ارزش من در اين بود كه در چنين شرايط سختي از حق دفاع كنم و همه وجود خود را در اين راه فدا نمايم، چون اگر ميخواستم برمبناي تجارت و مصلحت عمل كنم، با ديگران تفاوتي نداشتم.» شهيد دكتر مصطفي چمران
+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 13:59 توسط نوشین |