سال تحصیلی جدید شروع شد و تعطیلات تابستونی هم به پایان رسید . با این که این مدت سرمون حسابی شلوغ بود ولی خدا رو شکر سیمین تونست از تعطیلاتش به نحو عالی استفاده کنه . مدرسش رو خیلی دوست داره و تونسته دوست پیدا کنه . امروز اومد خونه و گفت که یه دختر ایرانی سال نهم تو مدسشونه که می خواد باهاش دوست بشه . روز اول مدرسه وقتی رفتم دنبالش حال و هوای مدرسه من رو یاد زمان تحصیلی خودم انداخت . سرویس هاس مدرسه پشت سر هم ایستاده بودن و دخترها هر کدوم سرویس خودشون رو سوار می شدن . یه صف دیگه برا خرید غذا ی بعد از مدرسه . پارسال از طرف مدرسه کلاس های ششم رو بردن برا یه فعالیت گروهی به یه شهر دیگه که ۵ روز طول کشید . بماند که چه قدر دلتنگ دخترم بودم . امسال هم تعطیلات تابستون مونده بودیم که کجا بریم . وقتی با سیمین مشورت کردیم پیشنهاد همون فعالیت ها ( PGL ) ( Parents Get Lost ) رو داد . ما هم قبول کردیم و به سمت جنوب رفتیم . برنامه روزانه رو بهمون دادن . بله روزی ۴ فعالیت که تو عمرم انجام نداده بودم مثل صخره نوردی ٬ قایق سواری ٬ موتور سواری ٬ تیراندازی ٬ ساخت قایق با بشکه ٬ ساخت یه چادر تو جنگل ٬ ... . درسته که اولش تمام ماهیچه های دست و پامون گرفت ولی واقعا تجربه بزرگی بود . خیلی خوش گذشت و دلمون نمی خواست که برگردیم . تا بعد ...
+ نوشته شده در دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 20:50 توسط نوشین |