حسابی سرم شلوغه . کامپیوترم تو کمپانیه و ویندوزش درب و داغون شده . با کامپوتر زاپاس همسری هم کار کردن خیلی سخته چون حسابی حرفه ای و دنگ و فنگ داره .
این هفته هم مدرسه ها تعطیل بود و سیمین حسابی استراحت کرد و خوب گشت . من هم برا یه کار اداری باید به لندن می رفتم و برا اولین بار خودم تنها با مترو رفتم . خدا رو شکر کارم راه افتاد ولی کلی ازم پول گرفتن .
همون روز هم دوستم یه عمل کوچیکی داشت که پسرش تا شب مهمون ما بود و با سیمین حسابی بازی کردن .
هوا چند روزیه که عالی شده . هفته ی پیش هم هوا عالی بود و یه سری به دریا زدیم .
فعلا ![]()
+ نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت 22:31 توسط نوشین |